به مناسبت... - « یک جرعه از مسیح »
  •  RSS 
  • صفحه نخست
  • شناسنامه
  • بازدیدهای دیروز:5
  • کل بازدیدها:4201
  • اوقات شرعی

  • لوگوی وبلاگ
    به مناسبت... - « یک جرعه از مسیح »
  • موضوعات وبلاگ
    ادیان
    مسیحیت
    یهودیت
    ادبیات متعهد


  • مطالب گذشته
    «نامه ای به نشانی آسمان» [3]
    به مناسبت 25 دسامبر
    رابطه یزید و مسیحیّت
  • درباره من
    به مناسبت... - « یک جرعه از مسیح »
    خراباتی[11]
    خردم، خراب، خسته‏ترین، می‌شناسیم...


  • ارتباط با من
    Yahoo! Messenger
    پست الکترونیک
  • اشتراک در خبرنامه

    نام:

    ایمیل:

     


  • لینک دیگران



    مسجد و کلیسا
    مسیح اندیمشک
    بیایید به مسیح ایمان بیاوریم

  • موسیقی وبلاگ

    + به مناسبت...
    نویسنده: خراباتی

    بسم اللّه الرّحمن الرّحیم


    همیشه سلام! الآن که برایت می نویسم، لحظه‏ها لحظه‏های غروب است، خورشید قوس نزولش را پیموده کم‏سو و تاریک می‏شود و شب را با اهلش تنها می گذارد و مرا با تو.
    مانده بودم با تو از چه بگویم؟! در دلم این آیت دوست گذشت: «آی انسان! تو به سوی پروردگارت در تکاپویی، پس او را دیدار خواهی‏نمود.1»
    ...! در این زمانه‏ی شوم که در زمین غفلت می‏پراکنند، خبری مهمتر از این شنیده‏ای؟ خبر از دیداری که سرنوشت حتمی همه انسانهاست. خبر از دیدار با کسی که هم ارحم‏الرّاحمین است و هم احکم‏الحاکمین.
    راستی، من و تو قرار است خدا را با کدام صفتش ملاقات کنیم؟
    در این زمانه‏ی خاکستری که دلها بیشتر از همیشه بوی سنگ می‏دهند و اهل آسمان باور را در زمین جیره‏بندی کرده‏اند هنوز پیدا می شوند آدمهایی که نور ایمان در دلشان سوسو می‏زند و همین کفایت می‏کند از برای آن که به گوش جان بشنوند: «برای آنها که ایمان آورده‏اند، آیا گاه آن نرسیده تا دلهایشان از یاد خدا و آنچه از حق نازل شده به فروتنی افتد؟2» و بشنوند: «ای کسانی که باور کرده‏اید! باور کنید...3»
    ...! تو از همان آدمهایی و دلت از همان دلها، گوش جانت هم همان صدا را می‏شنود؛ که اگر غیر از این بود، آن غم غریب که در سینه داری با شنیدن نغمه اذانی در دیده ات آب نمی‏شد و دلت از نام مسیح و مریم و فاطمه نمی‏لرزید.»
    گوش می کنی؟ صدای اذان می‏آید.
    الله اکبر، خدا بزرگتر است.
    خدا بزرگتر است، از غمی که در سینه‏ات سنگینی می‏کند، از بغضی که در تنهایی سراغت را می‏گیرد و در راه گلویت می‏نشیند، از سکوتی که لبهایت را می‏بندد. خدا بزرگتر است، از آبرویی که می‏رود، از حریمی که شکسته می‏شود، از دلی که به درد می‏آید. خدا بزرگتر است، از همه ترسها، ناامیدیها، حیرانیها، از همه غفلتها، بی خبریها، شادیها، لذّتها. خدا بزرگتر است، از هر چه به آن دل بسته‏ایم، از هر چه به آن عادت کرده‏ایم. خدا بزرگتر است، از تمام نافرمانیها و ناسپاسیها. خدا بزرگتر است، از هر چه سدّ راه تکاپوی انسان می‏شود. خدا بزرگتر است و مهربانتر و بخشاینده‏تر، از آن که توبه‏ی بندگان کوچکی مثل ما را نپذیرد و دستمان را نگیرد. خدا بزرگتر است و هیچ چیز جز او پرستیدنی نیست.
    ...! در زندگی گهگاه نسیمهایی از جانب خدا روح را می‏نوازند، نسیمها نشانه‏های رحمت ویژه خدایند که هر کسی از آن بهره ندارد. نسیمها می‏وزند تا تو بدانی خدا تو را بسان دیگران نمی‏خواهد. نسیمها می‏وزند تا تو خود را در معرض آنها قرار دهی و از آنها روی نگردانی. نسیمها می‏وزند، یعنی که: «او با شماست، هر جا که باشید.4» یعنی که: «ای بندگان من که به خویش ستم کرده‏اید! از رحمت خدا ناامید نشوید، خدا همه ی گناهان را می‏بخشد، که او آمرزنده است و مهربان.5» یعنی که: «من نزدیکم، دعای دعا کننده را اجابت می‏کنم وقتی که مرا می‏خواند، پس باید دعوت مرا بپذیرند و مرا باور کنند، باشد که به سعادت رسند6
    ...


    *****          *****          *****


    1-انشقاق : 6           2-حدید : 16           3-نساء : 136           4-حدید : 4           5-زمر : 53           6-بقرة : 186



    پنجشنبه 15/1/1387، ساعت 7:0 عصر
    سخن شما: